حماسه سیاسی ، حماسه اقتصادی

درباره ما
پيوند ها
آخرين مطالب
آمار وبلاگ
 

 

اصول اقتصاد سیاسی کتابی از جان استوارت میل (1) (1806-1873)، اقتصاددان انگلیسی، که در 1848 منتشر شد. نویسنده بر آن بوده که عقاید مخصوص مکتب کلاسیک انگلیس را مورد بررسی قرار دهد؛ با این حال با پرداختن به افکار اسمیت (2)، ریکاردو (3) و مالتوس (4) مفهومی گسترده‌تر و جامعه‌شناختی‌تر به اقتصاد داده است. این نکته خود نشان‌دهنده تأثیری است که نویسندگان سوسیالیست مانند سن سیمون (5)، پرودون (6) و فوریه (7) در او داشته‌اند. استوارت میل اگر از دسته اول نظریات آنها در زمینه تولید و مبادلات، و آرای ریکاردو مالتوسی اصل تحصیل بیشترین رضایت با کمترین کوشش، قانون نفع خصوصی، قانون رقابت آزادانه، بازده غیرمتناسب با هزینه، پرداخت کمترین مزد، درآمد املاک، نظریه مبادله آزاد و... را به وام می‌گیرد، با بهره‌گیری از دسته دوم است که برخلاف بینش ریکاردویی به نظریه توزیع خود می‌رسد. میل قاطعانه به مخالفت با مالکیت خصوصی برمی‌خیزد و این تمرکز و انباشت ثروت را ناروا ُو دور از عدالت میداند و به جایی می‌رسد که برای نزدیک شدن به «برابری اولیه» پیشنهاد می‌کند که حق ارث از میان برود. به اعتقاد وی، زمین حاصل کار نیست، بل دهشی است از سوی طبیعت که فرد نمی‌تواند بدون غصب به تصرف درآورد. میل، همچنان که دیدگاه خود را دنبال می‌کند، به بررسی جنبه‌های ایستا و پویای اقتصاد می‌پردازد. این تحلیل او را به صورت‌بندی نظریه «حالت ایست» رهنمون می‌شود که مبتکرانه‌ترین بخش کتاب اوست و به این ترتیب در برابر بینش ریکاردو، درباره دنیایی که فقط بر بازی سود مادی می‌چرخد، دیدگاهی اخلاقی و جامعه‌شناختی عرضه می‌کند. میل به این پرسش که پیشرفتهای صنعتی، جامعه را به سوی کدام هدف نهایی می‌کشد و انسان هنگامی که این پیشرفتها متوقف شود خود را در چه وضعی خواهد یافت، بر پایه نظریه «حالت ایست» پاسخ می‌دهد که در نهایت چیزی جز مرحله آخر، یعنی نتیجه طبیعی «حالت پیشرونده» نیست و برای آن به اینجا می‌کشد که رشد ثروت نامحدود نیست. منتها مؤلف این مرحله را به گونه‌ای نومیدکننده پیش نظر ما مجسم نمی‌سازد. از آنجا که «حالت پیش‌رونده» نمی‌تواند تا ابد ادامه یابد، بشریت هم نمی‌تواند از چنگ فقر حاصل از آن جز از طریق «حالت ایست» رهایی یابد: ایست در تولید، ایست در تولیدمثل. میل خواهان آن بود که «عده نسل آینده درست به اندازه‌ای باشد که برای جانشینی نسل پیشین کفایت کند.» بالاخره، «حالت ایست» در زمینه آنچه به تولید مربوط است باید هدفش عملی ساختن توزیعی عادلانه‌تر در میان طبقات گوناگون اجتماع باشد. از این اثر چنین برمی‌آید که میل، کوشش داشته است که دید خود از «حالت ایست» را با خواسته‌های فردگرایانه و اشتراکی آشتی دهد و به این ترتیب، مسئله خاص فایده‌مندی در پیشرفت صنعت، ابداع و تجارت را که از سالیان پیش دنبال می‌شده مطرح کرده و کمابیش تعالیم مکتب کلاسیک انگلیس را ترازبندی کند.
 

نويسنده: جهانگیر افکاری






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 

 

اصطلاح جهاني شدن اقتصاد، كه ناظر به همگرايي اقتصادي و رفاهي است، بيانگر همگون سازي قيمت‌ها، توليدات، دستمزدها، دارايي‌ها، دستمزدها، دارايي‌ها و ... در سراسر جهان مي‌باشد. بنابر آن چه كه سازمان همكاري اقتصادي و توسعه (OECD) اظهار مي‌دارد. جهاني شدن اقتصاد گوياي روندي است كه در بر گيرنده گسترش و توسعه تجارت بين الملل و سرمايه‌گذاري‌هاي مستقيم خارجي است. از نشانه‌هايي كه مي‌تواند مؤيد اين معنا باشد، نقش واهميت شركت‌ها و كمپاني‌هاي بزرگ چند مليتي است، كه ارزش توليدات تنها تعدادي از اين شركت‌ها در سال معادل با توليدات ناخالص داخلي 100 كشور جهان است. لذا، جهاني شدن اقتصاد به اعتقاد برخي، برابر است با سلطه‌ي جهاني اين شركت‌ها و نيز شدت گرفتن روابط اقتصادي و گسترش ناگهاني حجم تجارت بين الملل، به گونه‌اي كه از سال 1966 تا 1980 توليد جهاني فقط 6/3 برابر شده است. اما حجم صادرات جهاني در فاصله‌ي بين همين سال‌ها، يعني از 1960 تا 1996، بيش از 37 برابر رشد داشته، كه اين حجم عظيم معادلات، بيان گر شدت روند جهاني شدن اقتصاد است.(1)
 

الف) تأثير اقتصاد بر زندگي انسان:

اقتصاد در قلمرو زندگي انسان فراتر از يك ابزار عمل مي‌كند و حتي در مواردي به جاي هدف نشسته است. پوستمن در كتاب تكنو پلي، اين اصطلاح را تصور جهاني مي‌داند كه تكنولوژي، فرهنگ سازي كرده و اقتصاد، فرهنگ را به سيطره خويش درآورده است. عمده ترين ابزار تكنولوژي در عرصه جهاني سازي شامل اين موارد است:
-كامپيوتر(رايانه) : امروزه اطلاعات1، هويت انسان را مي‌سازند و به قول يك منتقد آمريكايي در جهاني كه همه چيز انسان كامپيوتريزه شده ما نمي‌توانيم به صراحت بگوييم كه اين انسان است كه كامپوتر را اداره مي‌كند يا كامپيوترها انسان را اداره مي‌كند. پوستمن در اين خصوص مي‌گويد: در جهان امروز عبارت (كامپيوترها به ما چنين مي‌گويند) به جاي(خدا چنين گفته) نشسته است.
-سينما: جهان امروزه جهان تصوير است وتمدن‌هاي موفق، تمدن‌هايي هستند كه قادرند معناي تصوير را ترجمه نمايند. هر تصوير معادل هزار كلمه است واثر ماندگاري كه در ذهن مخاطب مي‌گذارد بسيار قوي تر از اثر سخنراني و كلام است.
فيلم ماتريكس2 فيلمي است كه در سال 2000 م ساخته شده و هم اكنون فيلم ماتريكس 2 و 3 در حال ساخته شدن است. در اين فيلم ما شاهد سال 2199 م يعني 200 سال بعد هستيم .اين فيلم، فيلمي است كه از تسلط عجيب تكنولوژي و اقتصاد بر انسان بحث مي‌كند. و واقعيت هم اين است كه يكي از اصلي ترين بسترهاي جهاني شدن اقتصاد است.اين كه شما از رسانه‌ها مي‌شنويد و مي‌بينيد كه هرجا كنفرانس جهاني شدن برگزار مي‌گردد مورد اعتراض كارگران و قشرهاي پايين جامعه واقع مي‌شود به اين علت است كه بسياري از آنان احساس مي‌كنند اقتصاد در قلمرو جهاني، به شدت نظام طبقاتي را به هم مي‌زند. اخيرا گزارشي از اينترنت تحت عنوان (گلوباليزيشن) دريافت كرده‌ايم كه در مجله سياست خارجي بود. در اين گزارش آمده كه (مقدار ثروت 200 نفر دركره زمين معادل ثروت دو ميليارد انسان است.)
بنابراين جهاني شدن اقتصادبه شدت منجر به شكاف طبقاتي در جوامع شده و ضربات سهمگين را بر بدنه اقشار پايين جامعه وارد مي‌آورد.به هر حال كشورهاي توسعه يافته صنعتي از نيمه دوم قرن بيستم در تلاشند، تا از طريق ايجاد سازمان‌هاي جهاني، مانند صندوق بين المللي پول، سازمان تجارت جهاني(گات) مقرراتي را در جهت آزاد سازي مبادله‌ي كالا و برداشت موانع گمركي و رفت و آمد سرمايه براي كشورهايي كه عضو اين سازمان هستند، به تصويب برساند. در نشستي كه وزيران سازمان تجارت جهاني، شامل 133 كشور عضو، در ماه مه 1998 در ژنوش، برگزار كردند، توافق نامه‌ي مربوط به برداشتن عوارض گمركي را نسبت به تجارت الكترونيك به امضاء رساندند.
در مورد اين كه جهاني شدن اقتصاد چه آثار رو نتايجي را به همراه خواهد داشت دو ديدگاه موافقين و مخالفين را بررسي مي‌كنيم:
 

الف)موافقین:(2)

هواداران جهانی شدن اقتصاد بر این باورند که ورود اقتصادهای توسعه یافته و اقتصادهای در حال توسعه به درون یک سیستم واحد جهانی تجارت، پول و تولید، به صورت اعضای برابر و به دور از هرگونه تبعیض، می تواند باعث تقویت اقتصادهای ضعیف گردد. به نظر این گروه، جهانی شدن اقتصاد این توانایی و قابلیت را دارد که نتایج مثبت و منافع حاصل از تجارت و رشد اقتصادی را به طور مساوی برای هر دو بخش از کشور ما فراهم سازد. به اعتقاد آنان، جهانی شدن اقتصاد حداقل چهار مزیت را برای کشورهای در پی خواهد داشت که هرکدام می تواند باعث تحول و افزایش روند پیشرفت اقتصادی کشورها گردد.
1-گشایش بازارهای جهانی: گشوده شدن مرزها، توسعه تجارت و نقل و انتقالات بین المللی کالا و خدمات، که متأثر از افزایش تقاضای ناشی از گسترش تجارت بین المللی و سرمایه گذاری خارجی بوده، توانسته به عنوان مثال سهم تجارت در کشورهای در حال توسعه را از تولید ناخالص داخلی از 33 درصد در دهه ی 1980 به 43 درصد در سال 1996 برساند، و چنین پیش بینی می شود که حتی در ده سال آینده، این میزان سهم از مرز 50 درصد نیز بگذرد.
2-افزایش رقابت: از مهمترین دستاوردهای جهانی شدن اقتصاد افزایش رقابت و در نتیجه بهینه شدن تولید، کاهش هزینه ی مبادلات، سرعت جابجایی و تحرک و پویایی سرمایه و افزایش روند نوآوری در طرف عرضه، و افزایش کیفیت کالاها و خدمات که خود رفاه اجتماعی را به وجود خواهد آورد. نظریات علمی حاکی از آن است که تجارت آزاد، و در نظر گرفتن شرایط رقابت کامل، سبب می شود که تولید جهانی به حداکثر برسد و در عین حال هر کشوری، با رعایت این سیستم، به تولید و مصرف بیشتر، و در نتیجه به رفاه اقتصادی بالاتری دست یابد.
3-گسترش دانش و تکنولوژی: با گشوده شدن مرزهای تجاری و برداشته شدن موانع ورود و خروج سرمایه های خارجی و ایجاد فرصت های مناسب برای سرمایه گذاری مستقیم شرکت های چند ملیتی، زمینه خوبی برای انتقال تکنولوژی و دانش فنی و نیز منبع ارزشمندی برای کشورهای در حال توسعه فراهم می شود.
4) تقسیم بین المللی کار: جهانی شدن اقتصاد شرایطی را به وجود خواهد آورد که در آن هریک از کشورها بر اساس توانمندی های خود در زمینه های مختلف تولید کالا و خدمات می توانند نهایت بهره برداری از استعدادهای مادی و معنوی خود را ببرند، زیرا با برداشته شدن موانع گمرکی و تحرک و جابجایی بی قید و شرط سرمایه، و جابجایی نیروی کار، شرایط مناسب برای بهره گیری از سرمایه های انسانی و طبیعی فراهم می گردد، درنتیجه عوامل ناکارآمد اقتصاد از میان برداشته می شود.
خلاصه این که به نظر موافقین، هنگامی که درهای اقتصاد ملی(کشور) به روی دینامیک اقتصاد جهانی گشوده شود، استانداردهای زندگی میلیون ها تن از مردم جهان، به میزان قابل ملاحظه ای، ارتقا می یابد.
 

ب)مخالفین جهانی شدن اقتصاد:(3)

بی تردید گشایش بازارهای جهانی وایجاد فرصت برای تحرک اقتصادی کشورهای در حال توسعه و ورود آنها به بازارهای جهانی و قدم گذاشتن در میدان رقابت، بستگی زیادی به میزان سطح توسعه ی اقتصادی این کشورها دارد که با بازگشایی مرزهای اقتصادی بتواند در میدان عرضه ی کالای خود به بازارهای جهانی قدم بردارند، و نیز با ورود سرمایه های خارجی به کشورشان از میدان خارج شوند.
در این صورت است که بازگشایی مرزهای اقتصادی نتایج مثبتی را به همراه دارد. اما کشوری که از خود صنعتی ندارد در نتیجه توان رقابت در بازار برای او منظور نیست، تا چه رسد به این که در مقام عمل بتواند به رقابت با قدرت های اقتصادی برتر برخیزد تا از این طریق به تقویت بنیان های تولیدی خود بپردازد. زیرا بسیاری از کشورها همان گونه که پل هرسیون بیان می کند: (ساکنانشان هنوز چوب می برند و آب می آورند.)
از این رو بازگشایی بازارها، حداقل نسبت به این کشورها، باعث کاهش تولیدات داخلی، کاهش اشتغال و وابستگی بیشتر به واردات و نیز کاهش خود اتکایی خواهد بود.
به نظر مخالفین، جهانی شدن اقتصاد چیزی فراتر از سلطه ی بلا منازع کمپانی های بزرگ بین المللی بر بازارهای جهانی نخواهد بود. لذا برخی جهانی شدن را این گونه تعریف می کند:
جهانی شدن در مفهوم عام عبارت است از: در هم ادغام شدن بازارهای جهانی در زمینه های تجارت و سرمایه گذاری مستقیم و جابجایی و انتقال سرمایه، نیروی کار و فرهنگ در چارچوب سرمایه داری و آزادی بازار، و نهایتاً سر فرود آوردن جهان در برابر قدرت های جهانی بازار که منجر به شکافته شدن مرزهای ملی وکاسته شدن از حاکمیت دولت خواهد شد. عنصر اصلی و اساسی در این پدیده، شرکت های بزرگ چند ملیتی و فرا ملیتی هستند.
به نظر مری رابینسون یکی از ویژگیهای اصلی جهانی شدن اقتصاد این است که عوامل دخیل در آن تنها دولت ها نیستند. بلکه قدرت های خصوصی در شرکت های چند ملیتی یا فراملیتی نیز در آن حضور دارند.
اکنون این نکته به خوبی آشکار شده که بیش از نیمی از اقتصادهای بزرگ جهان متعلق به شرکتهاست، و نه دولت ها و یا این که سرمایه گذاری بین المللی حقوقی رو به افزایش است.
بنابراین در جهانی شدن که قدرت های اقتصادی منحصر به شرکت های چند ملیتی و کشورهای صنعتی است سخن گفتن از رقابت و حضور در بازارهای جهانی گزاف و بی معناست. کشورهای در حال توسعه در شرایط جدید بازگشایی مرزها و برداشته شدن موانع گمرکی، به دلیل ضعف بنیه ی اقتصادی، توان رقابت را با قطبهای توانمند اقتصادی ندارند. البته جای امیدواری است که این کشورها با اتخاذ سیاست های مناسب، از جمله اصلاح ساختار اقتصادی خود از پیامدهای آن کاسته و بیشتر از منافع جهانی شدن بهره گیرند.






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 

 

علاقه و باور مردان این است که آنها دنیا را اداره می‌کنند. البته مردان با این ادعا، خود را گول نزده‌اند، زیرا برای مثال، در دنیای سیاست هنوز هم بیشترین تعداد دولتمردان و قانون‌گذاران، به مردان اختصاص دارد. در زندگی اقتصادی نیز مردان مدیریت‌ها را در دست داشته و پردرآمد‌ترین مشاغل نیز در اختیار آنها است. در مقابل، این زنان هستند که بیشترین سهم از مشاغل بدون حقوق دنیا را در اختیار دارند. اما باید گفت که اکنون همه چیز در حال تغییر است.
در حال حاضر، سهم زنان از کل نیروی کار جهان بسیار بیشتر از سهم آنها در قرن گذشته است. در برخی از کشورها نیز این زنان هستند که اکثریت را در دانشگاه‌ها در اختیار دارند. با وجود این، دنیا هنوز دنیای مردانه است. تحقیقات اخیر نشان می‌دهند که اگر زنان بیشتر در مشاغل دارای حقوق مشغول و استخدام می‌شدند، وضعیت اقتصادی دنیا خیلی بهتر از وضعیت فعلی آن بود. جالب آن که تأثیر این موضوع و ضرر عدم انجام آن در کشورهای در حال توسعه بسیار بیشتر از کشورهای پیشرفته است. گزارش کمیسیون اجتماعی و اقتصادی سازمان ملل برای آسیا و اقیانوسیه )UNESCAP( در این زمینه نشان می‌دهد که تبعیض جنسیتی در این منطقه از طریق ایجاد محدودیت‌های شغلی برای زنان، سالانه 42 تا 47 میلیارد دلار زیان به بار می‌آورد . 
در حال حاضر، نرخ اشتغال زنان و مردان در منطقه آسیا و اقیانوسیه حدود 30 تا 40 درصد با یکدیگر تفاوت دارد. در عین حال، نظام ضعیف آموزشی دختران در این منطقه 16 تا 30 میلیارد دلار زیان اقتصادی دیگر به همراه دارد. زیان‌های یادشده تنها هزینه‌های اقتصادی هستند، در حالی که زنان در برخی از این مناطق مورد خشونت و تعرض قرار گرفته و به بهداشت و درمان مناسب نیز دسترسی ندارند . ‌
البته این موضوع تنها مختص کشورهای در حال توسعه نبوده و کشورهای ثروتمند و پیشرفته نیز ارزش واقعی زنان را نمی‌دانند. در این زمینه کافی است به نرخ اشتغال زنان در کشورهایی چون آمریکا، ژاپن و کشورهای اروپای غربی نگاهی بیاندازیم. تحقیقات آقای کوین دالی، اقتصاددان مؤسسه گلدمن سکس، این حقیقت را نشان می‌دهد. بر اساس تحقیقات وی که در نمودار همراه قابل تأیید است، در سوئد که تقریبا 70 درصد زنان 15 تا 64 ساله به کار مشغولند، تفاوت اشتغال زنان و مردان پنج درصد است. در آمریکا و انگلیس این تفاوت به 12 درصد و در ایتالیا، ژاپن و اسپانیا به 20 درصد نیز بالغ می‌شود. کوین دالی در این زمینه می‌گوید: فرض کنید نرخ اشتغال زنان در آمریکا به مقدار نرخ استخدام مردان برسد و در عین حال، نرخ محصول ناخالص داخلی )GDP( این کشور به همان نسبت نرخ اشتغال افزایش یابد. در این شرایط، شاهد افزایش 9 درصدی GDP آمریکا خواهیم بود. این افزایش برای منطقه یورو 13 درصد و برای ژاپن 16 درصد خواهد بود . ‌
البته ممکن است این آمار‌ها کمی اغراق‌آمیز باشند، زیرا افزوده شدن تعداد زیادی نیروی کار به بازار، می‌تواند متوسط نرخ بهره‌وری را کاهش دهد. به علاوه، بسیاری از زنان، کار نیمه‌وقت را به تمام‌وقت ترجیح می‌دهند. حال اگر مردان نیز همانند زنان به دنبال شغل‌های نیمه‌وقت باشند، این وضعیت ممکن است تأثیرات اقتصادی اشتغال را پایین آورد. با وجود این، باز هم افزایش نرخ اشتغال زنان می‌تواند ثمرات اقتصادی قابل توجهی به همراه داشته باشد. اما بر اساس ادعای آقای دالی، در صورتی که نرخ بهره وری نیروی کار در اروپا به سطح بهره‌وری آمریکا برسد، تولید GDP(‌) منطقه یورو تنها 7 درصد رشد خواهد کرد . ‌
شاید تنها با نگاه به GDP بتوان مزایای این وضعیت را مشاهده کرد. زنان برای برخی مشاغل مانند مراقبت از فرزندان، نظافت منزل و طبخ غذا پولی دریافت نمی‌کنند، در حالی که با افزایش تعداد زنانی که در مشاغل درآمدزا کار می‌کنند، خدمات بیشتری خریداری می‌شود. ضمن این که با عرضه کار و تولید جدید، به میزان GDP افزوده می‌شود، چراکه کار و خدمات زنان، در بازار عرضه شده است، نه فقط در خانه. البته به اعتقاد آقای دالی، این موضوع فقط تا حدی صحیح است، زیرا پرداخت‌ها در بخش مراقبت از کودکان و فرزندان بالا نیست. به طور مثال، در سوئد بازار نگهداری از کودکان پیش دبستانی تنها 2/‌1 درصد کل GDP این کشور را به خود اختصاص داده است.‌هم‌اکنون نیز بسیاری از مادران در صورتی که بتوانند مراقبت از فرزندان خود را با دریافت برخی یارانه‌های دولتی به دیگران بسپارند، مایلند در بیرون از منزل مشغول به کار شوند. بدین ترتیب، می توان گفت پرداخت یارانه برای مراقبت و پرستاری از کودکان، می‌تواند احتمال بازگشت زنان به بازارهای کار را افزایش دهد. از سوی دیگر، افزایش حضور زنان در مشاغل بازار می تواند با مشکل پیر شدن جمعیت نیز به مقابله بپردازد، زیرا با افزایش تعداد افراد شاغل، نسبت بازنشستگان به افراد شاغل کاهش خواهد یافت. همچنین آقای دالی با نابه‌جا خواندن نگرانی برخی افراد، می‌گوید : این موضوع (کار زنان) باعث کم شدن نرخ زاد و ولد نمی شود. حتی می‌توان گفت با کاهش شکاف اشتغال بین زنان و مردان، خانم‌ها تمایل بیشتری برای بچه‌دار شدن پیدا می‌کنند. دلیل این موضوع آن است که در برخی کشورهایی که دریافت مالیات از زنان شاغل بیشتر است و یا پیدا کردن پرستار مناسب با قیمت متعادل سخت است، زنان مجبور می‌شوند بین کار و فرزندانشان یکی را انتخاب کنند - به خصوص اگر درآمدشان نیز کم باشد. اما در کشورهایی که نرخ‌های مالیات زنان شاغل زیاد نیست و پرستار مناسب و با قیمت خوب هم به راحتی پیدا می‌شود، زنان می توانند هم کار و هم فرزندان خود را در کنار یکدیگر حفظ کنند . ‌
اما همان طور که آقای دالی می‌گوید، اوضاع در حال تغییر است، به طوری که در دهه گذشته نرخ اشتغال زنان در ایتالیا و اسپانیا به شدت افزایش یافته است. با کاهش شکاف نرخ اشتغال زنان و مردان در منطقه یورو، نیمی از کل نرخ اشتغال و 4/0 درصد از کل رشد سالانه 1/2 درصدی GDP این منطقه از سال 1995 بدین سو را اشتغال زنان تشکیل داده است. به اعتقاد وی، این موضوع نسبت به برنامه‌های متداول اقتصادی، کمک بیشتری به بازار کار منطقه یورو کرده است. اما در همین مدت در آمریکا به دلیل برخی مسایل چرخه‌ای، نرخ اشتغال زنان کاهش یافته است. نرخ پایین اشتغال زنان ژاپنی نیز چندان افزایش نیافته است . ‌
در این میان، به نظر می‌رسد حتی بدون تغییر سیاست‌ها، شکاف اشتغال میان زنان و مردان، در حال پر شدن است. شاید بتوان گفت بزرگترین تغییرات، در نرخ اشتغال زنان اسپانیا در حال رخ دادن است، زیرا هم‌اکنون علیرغم این که نرخ مشارکت زنان اسپانیایی هم‌اندازه 15 سال پیش آلمان یا انگلیس است، اما دختران 20 ساله اسپانیایی بیشتر از دختران آمریکایی شانس کار کردن دارند. بر اساس پیش‌بینی آقای دالی، در صورت ادامه این روند طی 10 سال آینده، سالانه 5/0 درصد به تولید اسپانیا افزوده خواهد شد و در صورتی که سیاست‌ها اصلاح شوند، این رقم رشد بیشتری نیز خواهد داشت. گفتنی است، رشد تولید منطقه یورو نیز سالانه حدود 25/0 درصد خواهد بود. ‌با این حال، به نظر می‌رسد کشورهایی که باید تلاشی مضاعف در زمینه کاهش شکاف اشتغال زنان و مردان داشته باشند، ایتالیا و ژاپن هستند، به طوری که در ایتالیا این موضوع می‌تواند سالانه 3/0 درصد بر GDP این کشور بیافزاید. البته این رقم در ژاپن سالانه 1/0 درصد خواهد بود، اما اگر همزمان سیاست‌ها نیز تغییر کنند، به سالی 5/0 درصد خواهد رسید. در نهایت، باید گفت اگرچه مردان چرخ‌های دنیای اقتصاد را می‌گردانند، اما شاید زنان باید به نجات آنها بیایند . ‌


منبع: سایت اقتصاد ایران






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 

 

«لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون»(1)چنان که در متن اثر حاضر اشاره شده، سنت ديرپاي وقف، هم در سيره‏ي رسول خدا صلي الله عليه و سلم و معصومين عليهم‏السلام و هم در سيره‏ي صحابه و تابعين از جايگاهي والا و ارجمند برخوردار بوده است. پس از صدر اول نيز مسلمانان، به سهم خود، در همه‏ي اعصار و امصار به عنوان يک سنت حسنه و صدقه‏ي جاريه به آن نگريسته‏اند.
اين روند، به رغم همه‏ي نشيب و فرازها و عوامل متعدد بازدارنده در طول تاريخ، استمرار يافت تا آن جا که در مقاطع متعدد تاريخي، در بسياري از بلاد اسلامي، آمار رقبات موقوفه به ارقامي نجومي و شگفت آور رسيد که در مبحث پاياني اين کتاب به گوشه‏هايي از آن‏ها اشاره‏هايي شده است.
غرض از ذکر اين نکته، بيان اين واقعيت است که: مسأله‏ي وقف همواره (جز در بعضي از مقاطع) به عنوان يک مسأله اصلي و اساسي (و نه يک مسأله‏ي فرعي و حاشيه‏اي) در متن جامعه‏ي اسلامي مطرح بوده است و مسلمانان براي آن حساب ويژه‏اي بازمي‏کرده‏اند.
از اين رو موضوع «وقف» در ابعاد گوناگون فقهي، فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و...
زمينه‏هاي پژوهش دارد که (به ويژه در سالهاي اخير و پس از پيروزي انقلاب اسلامي) کارهاي بس ارزنده و قابل توجهي در اين مورد صورت گرفته است. اما تا آن جا که نگارنده استقصا کرده، اين موضوع از نظر فقهي و اقتصادي (بويژه فقهي) کمتر مورد توجه قرار گرفته و جاي کتابي مستقل در موضوع وقف با محوريت فقه اماميه، که در آن ديدگاه ديگر مذاهب اسلامي نيز مورد بحث و بررسي قرار گرفته باشد، خالي است.
نگارنده به هيچ وجه مدعي نيست که اين خلأ را پر کرده و يا در اين زمينه کاري در خور انجام داده، اما به هر حال گامي است که برداشته و کاري است که با راهنماييهاي ارزشمند اساتيدي بزرگوار انجام داده است. اميد است محققان و پژوهشگران ارجمند با عنايت به اهميت ويژه‏ي اين موضوع، گامهاي بلندتري را بردارند و کارهاي ارزشمندتري را در اين زمينه‏ها ارائه دهند.
اين اثر، بجز فهرستها و پيشگفتار، سه بخش اصلي و «سخن آخر» را در بر مي‏گيرد؛ بخش اول با عنوان «کليات» به واژه‏ي وقف و صدقه، مشروعيت و جايگاه وقف و تاريخچه‏ي آن پرداخته است.
بخش دوم «وقف در فقه اسلامي» نام دارد و در آن، شرايط وقف، واقف، مال موقوف و موقوف عليه بررسي شده، سپس تحت عنوان «احکام وقف»، مباحث ملکيت در وقف، توليت و نظارت بر وقف، شروط واقف، بيع و استبدال وقف، راههاي اثبات وقف و وقف در مرض موت، مطرح و بررسي شده و در پايان، مطالبي دربارة سکني، عمري، رقبي و حبس آمده و مورد تحقيق قرار گرفته است.
بخش سوم با عنوان «نقش وقف در شکوفايي اقتصاد و فرهنگ اسلامي» به کلياتي پيرامون «اقتصاد اسلامي» پرداخته و سپس در ادامه، اهداف اقتصاد اسلامي و نقش مثبت وقف در تحقق آن اهداف، به اختصار مورد بررسي قرار گرفته است. و بالاخره، «سخن آخر» پيشنهادهايي است در مورد احياي مجدد و رونق دوباره سنت وقف، به اين اميد که اين سنت ديرينه‏ي اسلامي جايگاه راستين خود را باز يابد. ان شاء الله.
نگارنده در اين اثر از راهنمايي‏هاي ارزشمند اساتيد بزرگوار و حجج اسلام استاد محمد واعظزاده‏ي خراساني، استاد عبدالکريم عبداللهي نژاد و استاد کاظم مدير شانه‏چي،
استادان گرانقدر دانشکده الهيات دانشگاه فردوسي و نيز حجة الاسلام و المسلمين استاد الهي خراساني، مدير عامل محترم بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي، بهره جسته و در ويرايش اثر از همراهي فاضل ارجمند جعفر شريعتمداري برخوردار شده و زحمت آماده سازي را به دوش آقاي رضا ارغياني و رنج حروف چيني را بر دستان آقاي احمد پهلوان زاده نهاده و همچنين از همان آغاز از همراهي بي‏دريغ برادر ارجمند مصطفي کدکني استفاده کرده است و اينک وظيفه‏ي خود مي‏داند از همه‏ي اين عزيزان بويژه استادان گرانقدر و برادران عزيز در واحد نشر بنياد پژوهشهاي اسلامي تقدير و سپاسگزاري نمايد.
نگارنده همچنين ضمن اعتراف به پيراسته نبودن اين اثر از اشکال، آمادگي خود را براي استقبال از هر نقد خيرخواهانه و راهنمايي دلسوزانه اعلام مي‏نمايد.
 

محمد حسن حائري‏






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 

 

به راه همان خدایی که هرچه در آسمانها و زمین است همه ملک اوست و رجوع تمام امور (عالم آفرینش) به سوی اوست. 
تاکنون صحبتهای بسیاری در خصوص مدینه فاضله، دهکدۀ جهانی، حکومت جهانی و الحاق شنیده اید و به تعبیری همۀ این کلمات ، کلمات پرمعنا و زیبایی هستند، ولی آیا تاکنون به این اندیشیده اید که در مقام عمل چنین کلمات پرمحتوا و معنا چه نقش مهمی در جامعۀ جهانی می توانند ایفا کنند و در این راستا چه گام بلندی در دست یافتن به کمالات انسانی می توان برداشت. آری ! برادر و خواهرم که علاقمندید در جامعه با صفا و در کمال آرامش زندگی کنید و از همۀ امکانات هستی به نحو احسن وشایسته استفاده لازم را ببرید بدانیدکه بدون علم و حکمت چنین امکانی حاصل نمی گردد پس لازمۀ به دست آوردن علم وحکمت ، پژوهش وتحقیق است تا بتوان در ابعاد گوناگون چنین امکانی را فراهم نمود حال از خود سوال می کنید، چگونه ؟ البته اینجانب برای فهم مطلب و آنچه که در این راستا بیشتر قابل دقت ودرک است را موضوع اقتصاد پایدار را که به نوعی در سطح بین الملل قابل طرح است بیان می کنم. 
یک محل کوچکی (خواه ناخواه ، این محل کوچک می تواند یک محله ، شهر، استان ، قاره و... باشد ) را که دارای موقعیتهای متفاوتی است در نظر بگیریم بیشترین بخشهایی که در این راستا، اقتصاد پایدار با مشاغل ، مسائل و نیازهای زندگی روزمره هرفرد مرتبط است و به عبارتی می تواند در سایر امور افراد نیز تاثیرگذار باشند اموری ازقبیل : کشاورزی و دامپروری، صنعت ومعدن، مسکن وشهرسازی، و با توجه به بالا بودن قوۀ فهم، تحقیق وپژوهش شما عزیزان بررسی و تحلیل درمورد موضوع اقتصاد پایدار را به خود شما واگذار نموده و ببینید خود شما به چه نتیجه ای می رسید وچه پیشنهادی خواهید داشت. 
لیکن اینجانب نیز مختصری از آنچه را خود به نتیجه رسیده ام را مطرح نموده تا تأمل و تعاملی حاصل آید. 
آنچه با توجه به این ثروتهای خدادادی مهم است این است که همۀ ملتها از هرقوم، قبیله، نژاد، زبان، رنگ، دین وآیینی که هستند حق وحقوقی از بهره وری این منابع و ذخایر الهی دارند و با توجه به مبانی الهی هیچ تبعیضی بین بندگان خدا در خصوص احقاق حق وحقوقشان وجود ندارد . 
برای این مهم ( اقتصاد پایدار برای فهم و درک کلمات مدینۀ فاضله ، دهکدۀ جهانی ، حکومت جهانی ، الحاق و...) بر آن شدم تاچندی از دیدگاههای خود را به شکل سؤال (که این سؤالات نیز به خودی خود در جامعۀ جهانی نیز طرح می گردد ) طرح نمایم. در این خصوص با توجه به نوع موضوع که طرح گردیده را در نظر گرفته ومسائل طرح شده را مورد بررسی وتحلیل قرار می دهیم . 
- آیا این محل نباید از یک نظام فکری (جهان بینی) ارزشمند برخوردار باشد، شما برای چنین نظام فکری (جهان بینی) ارزشمند چه پیشنهادی می کنید. 
- آیا نباید توجه نمود که این نظام فکری (جهان بینی) چه نقشی را در راستای برپایی عدالت بین اقشار مختلف بدون تبعیض می تواند ایفا نماید. 
- اگر افرادی توان مالی بالاتری نسبت به دیگر اقشار این محل دارند آیا نسبت به حقوق دیگر اقشار این محل توجه دارند؟ اگر دارند - الحمدالله رب العالمین - واگر ندارند برای هدایت این افراد ناآگاه شما چه پیشنهادی دارید؟ 
- آیا طرحهای تفصیلی چنین محلی در ابعاد گوناگون بررسی و عمل می شوند، یا نه اینکه جاهلانه و براساس منافع عده ای که به حقوق دیگران نیز توجه خاصی ندارند. و برای بهترین طرح تفصیلی که در ابعاد گوناگون بررسی و عمل گردد و حقوق همۀ بندگان خدا از اقشار مختلف این محل درآن لحاظ گردد شما چه پیشنهاد می کنید. 
- آیا دراین طرحهای تفصیلی نباید به مستضعفان ومحرومان توجه نمود، در راستای توجه به مستضعفان و محرومان برای این طرحهای تفصیلی شما چه پیشنهادی دارید. 
- آیا دراین طرحهای تفصیلی، اقتصاد پایدار درراستای بهره وری مناسب جهت حفظ وحراست از بخشهای مختلف از قبیل کشاورزی و دامپروری، صنعت و معدن و مسکن و شهرسازی تدابیری اندیشیده شده و برای این مهم شما چه پیشنهاد می کنید. 
اگـر دقـت کـرده باشـید خـود به خـود سؤالاتی در ایـن راستا طـرح گردیـده کـه بـرای کـلمـات مـذکور (مدینۀ فاضله، دهکدۀ جهانی، حکومت جهانی، الحاق و...) می توان به آنها توجه خاص نمود. چرا که همۀ انسانها وجه مشترکی دارند که کاملاً آشکار و واضح است و آن فطرت آنهاست. در این خصوص نیز با توجه به مقام والای انسان به زیباترین و عالی ترین بیان قابل فهم ودرک درکتاب نظام هدفمند به تحریر درآمده است. ان شاءا... از این کتاب ارزشمند که طرحی جامع و نظام فکری (جهان بینی) ارزشمند در زمینه های علمی، اجتماعی، اقتصادی، تربیتی و... در ابعاد مختلف برای همۀ ملتها بیان گردیده، نهایت استفاده را در نیل به کمالات انسانی درراه رسیدن به خدا داشته باشیم . 
درآخر پیامی را با توجه به آیات قرآن و سپس یکی از دیدگاههای خود را به همۀ ملتها تقدیم می کنم. 
ارادۀ ما براین قرارگرفته است که برمستضعفان زمین نعمت بخشیم وآنها را پیشوایان و وارثان روی زمین قراردهیم (قرآن کریم ،قصص،5) . 
ملتی در تعلیم وتربیت موفق است که در قیمت دادن به محصولات و خدماتش از مستضعفان و محرومان غافل نباشد.


منبع:حسینی،مقدمه ای در بعد زمان و مكان بر كتاب نظام هدفمند






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 

عمدتاً دو نظام اقتصادي بر جهان حاكم بوده و هست، نظام سرمايه‏داري و نظام كمونيستي...
در نظام سرمايه‏داري مالكيت فردي محترم و آزاد و نامحدود است در حالي كه دخل و تصرف دولت در مالكيت مردم محدود بوده و مانع آزادي اقتصادي مردم نيست.
به عكس، در نظام كمونيستي مالكيت مردم، ناچيز و تقريباً با تفاوتهايي كه در كشورهاي مختلف وجود دارد منتفي است، در حالي كه دولتها به طور نامحدود و تقريباً انحصاري و مستقل و آزاد عمل مي‏كنند و مالك بلارقيب شمرده مي‏شوند.
نظامهاي مشابه با اندكي تفاوت، به يكي از اين دو نظام بر مي‏گردند و همان مشخصات را دارا هستند، كه فعلا در صدد بيان آنها نيستيم و تنها به ذكر مشخصات و مفاسد اين دو نظام اشاره مي‏كنيم، تا زمينه‏اي باشد براي ارائؤ نظام اقتصاد اسلامي از ديدگاه امام خميني(س).
نظام سرمايه‏داري به معني عام حسنش اين است كه دست مردم را در تلاشها و فعاليتهاي اقتصادي و در انتخاب شغل و جمع ثروت باز مي‏گذارد، به طوري كه مردم احساس آزادي مي‏كنند و اين امر با فطرت و غرايز و تمايلات انسان سازگار است و طبعاً باعث نشاط و تلاش مردم در كار و با يك مطالعؤ سطحي اين امر را در كشورهاي غير كمونيستي آزاد و مستقل جهان مي‏توان ملاحظه كرد، البته در كشورهايي با نظام سرمايه‏داري كه آزادي ندارند غالباً چنين رشدي مشهود نيست، كه علت آن هم فشار استعمار و فقدان آزادي سياسي است نه خاصيت اصل نظام. ولي در كنار اين حسن و امتياز در نظام سرمايه‏داري، اختلاف طبقاتي كه لازمؤ آزادي مردم و پيش افتادن طبقه‏اي و عقب افتادن طبقه ديگر است، وجود دارد و جامعه به دو طبقه مرفه و ثروتمند و مترف و طبقؤ محروم و مستضعف و عقب افتاده يا عقب نگه داشته شده تقسيم مي‏شود، و اين خود باعث همه نوع ستم و تجاوز و تعدد و محروميت و درگيري و كينه توزي مي‏گردد، همان خصلتهايي كه انقلابهاي پياپي و مبارزات طبقاتي را در پي دارد و در گذشته منشا استقرار نظام كمونيستي و حكومت كارگري گرديده است.
اما نظام كمونيستي همان طور كه ادعا مي‏شود مانع اختلاف طبقاتي و سمتهاي فردي و طبقاتي است و اگر سوء استفاده‏اي از سوي طبقؤ حاكمه رخ ندهد، زندگي مردم مشابه هم خواهد گرديد و از معايب و مفاسدي كه براي نظام سرمايه‏داري بر شمرديم، فارغ است، اما مفاسد ديگري در بردارد كه از مفاسد نظام سرمايه‏داري دست كمي ندارد و بلكه مسلماً بدتر و زيان بارتر است و به همين جهت اين نظام، در ذات خود محكوم به فنا و نيستي مي‏باشد زيرا:
اولاً: از جهات گوناگون و در ابعاد مختلف باغر غرايز و فطرت انسان مخالف است؛ انسان طبعاً مالكيت جو و مال طلب است، در خود احساس علاقه به مال مي‏كند. انسان مايل است نتيجؤ كار و كوشش خود را خود مالك شود، نه كس ديگر يا دولت يا جامعه. انسان فطر به طور فطري آزاديخواه است و مي‏خواهد در انتخاب شغل، فعاليت و كار، جمع ثروت، نحوؤ زندگي و سكني آزاد باشد، نظام كمونيستي به حكم طبيعت خود همؤ اين آزاديها را از انسان سلب مي‏نمايد و كاملاً بر خلاف تمايلات و غرايز انسان حركت مي‏كند.
ثانياً: همان گونه كه تجربه نشان داد اين نظام، نظامي است استبدادي و خشن كه آزادي سياسي را مانند همؤ آزاديهاي خدادي ديگر از انسان سلب مي‏كند اين نظام، انسان را به ابزاري بي اراده در دست حاكمان تبديل مي‏نمايد و جز با همين خصلت قابل بقا و دوام نيست.
ثالثاً: اين نظام، مانع رشد و تلاش و نشاط انسان است و جامعه را به جامعه‏اي مرده و بي تحرك و مستمند و فقير تبديل خواهد كرد.
رابعاً: سرانجام، باعث يك نوع ديگر از اختلاف طبقاتي است كه در يك طرف عامؤ مردم محروم و بي اراده و در طرف ديگر طبقؤ حاكمه مرفه و برخوردار از همؤ مواهب و مالك الرقاب مردم قرار دارد. و اگر اختلاف طبقاتي، عيب عمدؤ سرمايه‏داري است كه اين عيب به كيفيتي بدتر و در چهره‏اي قبيح تر در نظام كمونيستي تكرار مي‏شود.
در نظام سرمايه‏داري، طبقات گوناگون وجود دارد ولي به طور عمده مقدرات اقتصادي جامعه مستقيماً، و مقدرات اجتماعي و فرهنگي و سياسي جامعه به طور غيرمستقيم در دست سرمايه‏داران است و در نظام كمونيستي همؤ اين مقدرات يكجا به طور شقاوتمندانه‏اي در اختيار دولت و طبقؤ حاكمه است، با اين تفاوت كه در نظام سرمايه‏داري، مظلومان و محرومان حق داد زدن و فرياد كشيدن و تظلم و تظاهر و اعتصاب و در دل ندارند؛ ولي در نظام كمونيستي ابداً چنين حقي وجود ندارد.
در نظام سرمايه‏داري مردم، اميد رهايي از محروميت دارند و راه فرار از استضعاف و نردبان ترقي و پيشرفت در وضع اقتصادي براي ايشان وجود دارد و هر كسي با تلاش و كوشش خود اميد ثروتمند شدن و نيل به رفاه را دارد. 
اما در نظام كمونيستي چشمه‏هاي اميد همه كور است و همؤ درهاي نجات بسته است و جز افراد معدودي كه با شركت در ستم حاكمان بر خلق خدا و همكاري با حزب امكان رسيدن به نوايي را دارند، بقيؤ افراد به طور مطلق در نااميدي به سر مي‏برند و شبهاي تاريكشان شب يلداست.
خامساً: آنچه در نظام كمونيستي مزيد بر علت است و "زاد في الطنبور نغمة اخري" رابطه و وابستگي تصنعي اين نظام در بلوك كمونيستي، با انكار خدا و با الحاد و مبارزه با اديان است كه خود حركت ديگر بر خلاف مسير فطرت و غرايز انساني و مخالف با عاليترين غرايز انساني يعني غريزه خداجويي و انساني يعني غريزه خداجويي و انسان دوستي او است.
نظام كمونيستي با همؤ زرق و برق و ادعاهاي تو خالي طرفداران آن، همان طور كه اشاره شد به لحاظ روبرويي و نبرد با فطرت و غريزؤ انسان، در ذات خود محكوم به فنا است و همان طور كه مشاهد كرديم در پايگاه مركزي اش، اين نظام شكست خورد و با شكست آن كشور پهناوري از هم پاشيد.
نظام سرمايه‏داري گرچه تا اين حد بي پايه و ناپايدار نيست، اما مسلماً همواره دستخوش انقلاب و نارضايتي عمومي خواهد بود اينك نشانه‏هاي آن در پايگاه اصلي آن يعني آمريكا به چشم مي‏خورد.
نتيجه آنكه هر دو نظام بر اساس يك نوع ستم و ظلم و نابرابري مبتني است و ظلم پايدار نيست.






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 

 

انسان در زندگي مادي از مواهب طبيعي و روزي و اقتصاد و معيشت بي‌نياز نيست و در اين اصل كلي تفاوتي ميان انسان‌هاي عادي و مادي و انسان‌هاي متعالي و معنوي – حتي برترين آنها- به چشم نمي‌خورد. اما آنچه منشأ تفاوت در اخلاق اقتصادي، ميان انسان‌ها مي‌شود نوع رفتار آنان در كسب روزي و معيشت و درآمد و نيز چگونگي بهره‌مندي و مصرف است. در اخلاق اقتصادي پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) اصولي به چشم مي‌خورد كه براي هر مسلمان طالب رفتار درست اقتصادي، درس‌آموز و داراي قابليت پيروي كردن است.
 

كار و تلاش براي كسب روزي
 

نگاهي به زندگي پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) مي‌تواند اين واقعيت را تأييد كند كه سرتاسر زندگي آن حضرت همراه با تلاش براي كسب روزي از راه‌هاي مشروع و در راستاي حفظ عزت و پرهيز از تحميل خود بر ديگران بوده است. ميزان اهتمام حضرت به كار و تلاش اقتصادي به قدري بود كه بنا به نقل ابن‌عباس، هنگامي كه آن حضرت از فردي خوشش مي‌آمد، ابتدا مي‌پرسيد: آيا شغلي دارد؟ اگر مي‌گفتند: بيكار است، مي‌فرمود: «از چشم افتاد» و هنگامي كه سبب را مي‌پرسيدند، مي‌فرمود: «زيرا مؤمن وقتي بيكار باشد دين خود را اسباب معيشت قرار مي‌دهد» و مي‌فرمود: «خداوند بنده مؤمن داراي حرفه و شغل را دوست دارد» اينكه پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) بيكاري را زمينه ارتزاق از راه دين برشمرده مي‌تواند بدان معنا باشد كه فقدان شغل و حرفه از سويي و نيازمندي مادي از سوي ديگر ممكن است رفته رفته فرد را به سوي مايه گذاشتن از دين براي نيل به مقاصد مادي سوق دهد؛ و اين حالت ممكن است در قالب رفتارهاي گوناگون نمود يابد.
در گزارش‌هاي تاريخي، شواهدي به چشم مي‌خورد كه از اشتغال پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به مشاغل متعارف آن زمان، يعني چوپاني، زراعت و تجارت حكايت دارند.
از پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده كه فرمود: «خداوند هيچ پيامبري را مبعوث نكرده جز اينكه آن پيامبر گوسفندچراني كرده است.» پرسيدند: «و شما نيز؟» فرمود: «آري، من نيز گوسفندان را براي اهل مكه در منطقه قراريط مي‌چراندم.» 
عمار مي‌گويد: «من و محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) گوسفندان اهل خود را مي‌چرانيديم. روزي من به ايشان عرض كردم: «آيا مايليد به سرزمين فخّ برويم؟ من زميني سرسبز در آنجا يافته‌ام.» فرمود: آري فردا هنگامي كه من به آنجا رفتم ديدم ايشان پيش از من در محل قرار حاضر شده ولي گوسفندان را از ورود به آن زمين منع مي‌كند. و چون مرا ديد فرمود: «چون با تو وعده داشتم نخواستم كه پيش از تو گوسفندانم را بچرانم.» از آنجا كه عمار تقريباً هم سن پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بود اين جريان مي‌تواند مربوط به دوران جواني آن حضرت باشد كه اوج دوره گوسفندچراني ايشان است.
پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به جز چوپاني، تجارت نيز كرده است. در 25 سالگي آن حضرت، با سرمايه اي از خديجه(ع) براي تجارت از گونه مضاربه راهي شام شد. نيز آن حضرت با خريدن –كالاهاي- كارواني تجاري كه از شام آمده بود، به سود خوبي دست يافت و با آن، هم دين خود را ادا كرد و هم مقداري بين بستگان تقسيم كرد. 
به جز چوپاني و تجارت كه عمدتاً قبل از هجرت به مدينه انجام شده است، در مدينه- به لحاظ وجود زمينه براي زراعت، برخلاف مكه- پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) زراعت نيز انجام مي‌داده است. بنابر نقل امام صادق(ع)، اميرالمؤمنين(ع) و پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به اتفاق يكديگر زراعت مي‌كردند؛ بدين ترتيب كه اميرالمؤمنين(ع) بيل مي‌زد و پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) هسته خرما را با آب دهان خيس كرده و در زمين مي‌نهاد.






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 

 

اسلام تحصيل مال و معيشت و يا به تعبير جامع‏تر «اقتصاد» را در زندگى بشر داراى اهميت مى‏داند ولى نه بسان جوامع سرمايه‏دارى كه آن را اصيل دانسته و تمام فضائل اخلاقى و عواطف انسانى را فداى آن مى‏نمايند. بلكه آن را يكى از امور مؤثر در زندگى قرار داده و نقش مهم اخلاق و فضيلت را هم ناديده نگرفته است و در هر شرائط اولويت را به اخلاق و فضيلت داده است.

و لذا در روايات زيادى مسلمانان را به اصلاح كار و معيشت‏يكديگر موظف نموده و توانگران را به دستگيرى از فقيران و درماندگان جامعه فرمان داده است و آنها كه از اين وظيفه مقدس اخلاقى و اجتماعى شانه خالى كنند و در اثر دست زدن به راههاى زيانبار بازرگانى انحصارى و زياده‏طلبى، توازن اقتصادى را به خطر مى‏افكنند، به شدت تهديد و نكوهش كرده است.

مرحوم كلينى از هاشمى از امام صادق‏عليه السلام روايت كرده كه فرمود:

«...من لم يهتم بامور المسلمين فليس منهم‏». (1)

ترجمه: هركس شب را روز كند بدون اينكه قصدش رسيدگى به امور مسلمانان و اصلاح كارهاى آنان باشد، مسلمان نيست.

باز از آن حضرت منقول است كه فرمود: «من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس منهم و من سمع رجلا ينادى يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم‏». (2)

ترجمه: هركس صبح كند بدون آنكه قصدش رسيدگى به امور مسلمانان باشد، از مسلمانان نيست و هركس صداى مردى را بشنود كه مسلمانان را به يارى مى‏طلبد و به يارى او نشتابد، مسلمان نيست.

كلينى از «سماعة‏» روايت كرده كه گفت: از امام صادق‏عليه السلام سئوال كردم: گروهى سيرند و اضافه بر لوازم و مخارج خود، ثروتى گردآورده‏اند، درحالى كه برادران مسلمانشان شديدا احتياج دارند، و زكات هم براى آنها كفاف نمى‏دهد، آيا رواست آنها سير باشند درحالى كه برادرانشان در اين روزگار سخت گرسنه هستند؟!

امام در پاسخ فرمودند: «المسلم اخو المسلم لا يظلمه ولا يخذله ولا يحرمه، فيحق على المسلمين الاجتهاد فيه والتواصل والتعاون عليه والمؤاساة لاهل الحاجة والعطف منكم تكونون على ما امرالله فيهم رحماء بينكم متراحمين‏». (3)

ترجمه: مسلمان برادر مسلمان است، نبايد به او ستم كند و نبايد او را تنها بگذارد و خوارش نمايد (ونسبت‏به وضع او بى‏تفاوت باشد) و نبايد او را محروم كند (وبا داشتن ثروت اضافى او را در فقر و فلاكت‏بگذارد) پس بر مسلمانان لازم است كه در برادرى و برابرى باهم كوشا باشند و بر كمك و رسيدگى به هم و بپا خواستن به يارى حاجتمندان اهتمام بورزند و طبق فرمان خدا (4) نسبت‏به هم مهربان و بخشاينده باشند.

كلينى از ابو بصير از امام صادق‏عليه السلام روايت كرده كه فرمود:

«ايما رجل من شيعتنا اتى رجلا من اخوانه فاستعان به في حاجته فلم يعنه و هو يقدر الا ابتلاه الله بان يقضي حوائج عدة من اعدائنا يعذبه الله عليها يوم القيامة‏». (5)

ترجمه: هرگاه يكى از شيعيان ما نزد برادر مسلمانش برود و از او در انجام حاجتش يارى بخواهد واو با اينكه تواناست، كمكش نكند، خدا او را به قضاى حاجتهايى گروهى از دشمنان ما، مبتلا مى‏كند تا بر اين كار او را در روز قيامت عذابش كند.

كلينى و صدوق از «فرات بن احنف‏» از امام صادق‏عليه السلام روايت كرده كه فرمود:

«ايما مؤمن منع مؤمنا شيئا مما يحتاج اليه وهو يقدر عليه من عنده او من عند غيره اقامه الله يوم القيامة مسودا وجهه مزرقة عيناه مغلولة يداه الى عنقه، فيقال: هذا الخائن الذي خان الله ورسوله، ثم يؤمر به الى النار». (6)

ترجمه: هر مؤمنى برادر مؤمنش را از چيزى كه به آن احتياج دارد و از خود يا از ديگرى بتواند آن چيز را به او برساند، محروم كند، خداوند او را در روز قيامت‏با روى سياه و چشمان برگشته و دستان به گردن آويخته، بازداشت مى‏كند و اعلان مى‏شود: اين همان خائنى است كه به خدا و رسولش خيانت كرده، سپس امر مى‏شود او را به آتش افكنند.

كلينى از مفضل بن قاسم روايت كرده كه گفت: امام صادق‏عليه السلام فرمود:

«من كانت له دار فاحتاج مؤمن الى سكناها فمنعه اياها قال الله عزوجل: ملائكتي ابخل عبدي على عبدي بسكنى الدار الدنيا و عزتي و جلالي لا يسكن جناني ابدا». (7)

ترجمه: هركس خانه‏اى داشته باشد و مؤمنى به سكناى آن محتاج باشد و او محرومش كند، خداوند مى‏فرمايد: فرشتگان من اين بنده من در دنيا، از اسكان دادن بنده ديگرم در خانه‏اش، بخل نمود، به عزت خودم قسم هيچ‏گاه در بهشت من ساكن نمى‏شود.

قرآن مجيد مى‏فرمايد:

ارايت الذي يكذب بالدين فذلك الذي يدع اليتيم و لا يحض على طعام المسكين فويل للمصلين الذين هم عن صلاتهم ساهون والذين هم يراءون و يمنعون الماعون. (8)

ترجمه: آيا كسى كه روز جزا را پيوسته انكار مى‏كند، مشاهده كردى؟ او همان كسى است كه يتيم را با خشونت مى‏راند. و ديگران را به اطعام مسكين تشويق نمى‏كند. پس واى بر نمازگزارانى كه نماز خود را به دست فراموشى مى‏سپارند، آنها كه ريا مى‏كنند و ديگران را از ضروريات زندگى منع مى‏نمايند.

«ماعون‏» از ماده «معن‏» به معنى چيز كم است و بسيارى از مفسرين معتقدند كه منظور از آن در اين‏جا اشياء جزئى است كه مردم مخصوصا همسايه‏ها از يكديگر به عنوان عاريه يا تملك مى‏گيرند مانند مقدارى نمك، آب، آتش(كبريت)، ظروف و مانند اينها.

بديهى است كسى كه از دادن چنين اشيائى به ديگران خوددارى مى‏كند، آدم بسيار پست و بى‏ايمانى است‏يعنى آنها به قدرى بخيلند كه حتى از دادن اين اشياء كوچك مضايفه دارند درحالى كه همين اشياء كوچك گاه نيازهاى بزرگى را برطرف مى‏كنند و منع آن، مشكلات بزرگى در زندگى مردم ايجاد مى‏نمايد.

جمعى گفته‏اند: منظور از «ماعون‏» زكات است.

در روايتى از امام صادق‏عليه السلام آمده است كه در تفسير ماعون فرمود:

هو القرض يقرضه والمتاع يعيره و المعروف يصنعه: ماعون وامى است كه انسان به ديگرى مى‏دهد و وسائل زندگى است كه به عنوان عاريه در اختيار ديگران مى‏گذارد و كمكها و كارهاى خيرى كه انسان انجام مى‏دهد. (9)

در روايت ديگرى از امام صادق‏عليه السلام اين معنى نقل شده و در ذيل آن آمده است كه راوى گفت: ما همسايگانى داريم كه وقتى وسائلى را به آنها عاريه مى‏دهيم آن را مى‏شكنند و خراب مى‏كنند، آيا گناه است‏به آنها ندهيم؟ فرمود: دراين صورت مانعى ندارد. (10)

مرحوم صدوق از امام صادق از پدران بزرگوارش در حديث مناهى رسول اكرم‏صلى الل.ه عليه وآله روايت كرده:

«نهى رسول الله‏صلى الله عليه وآله ان يمنع احد الماعون جاره‏».: ترجمه: رسول خدا از ندادن لوازم خانگى (ازقبيل: ديگ، كاسه، سطل، آب، نمك، آتش و نظائر اينها) به همسايه نهى كرده.

و فرموده: «من منع الماعون جاره منعه الله خيره يوم القيامة و وكله الى نفسه و من وكله الى نفسه فما اسوء حاله... و من احتاج اليه اخوه المسلم فى قرض و هو يقدر عليه فلم يفعل حرم الله عليه ريح الجنة ... و من اكرم اخاه المسلم فانما يكرم الله عزوجل‏».(11)

ترجمه: هركس كه آنها را از همسايه‏اش دريغ دارد، خدا در روز قيامت‏خيرش را از او دريغ مى‏دارد واو را به خود وامى‏گذارد و چه بسيار بد است‏حال كسى كه خدا او را به خود واگذارد و هركس برادر مسلمانش به او محتاج باشد و از او قرض بخواهد و او با وجود اينكه مى‏تواند قضاى حاجتش برآورد، كوتاهى نمايد و حاجتش را برنياورد خداوند نسيم بهشت را بر او حرام مى‏گرداند، تا آنجا كه فرمود: وكسى كه به برادر مسلمانش احسان كند به خدا احسان كرده است.

صدوق از مفضل بن عمر از امام صادق‏عليه السلام روايت كرده كه فرمود:

«ايما مؤمن حبس مؤمنا عن ماله و هو محتاج اليه لم يذقه الله من طعام الجنة ولا يشرب من الرحيق المختوم‏». (12)

ترجمه: هر مؤمنى كه از مؤمن ديگر مالش را مخفى كند (باوجود اينكه او محتاج است)، خداوند از طعام بهشت‏به او نمى‏چشاند و از شراب طهور بهشت هم محروم مى‏سازد.

اين نوع رسيدگى به امور مسلمين و دستگيرى از درماندگان آنها يك وظيفه عمومى مسلمانان است، ولى برخى از آنان كه از لحاظ تقوى و انسانيت مراتب بالاترى دارند، ديگران را بر خويشتن مقدم مى‏دارند و خود را براى آسايش ديگران به زحمت مى‏اندازند به اين معنى زندگى را بر خود تنگ مى‏گيرند تا ديگران را به آسايش برسانند و آنچه دارند به نيازمندان مى‏بخشند.

پس اقتصاد اسلامى هيچ‏گونه برخورد با اخلاق و فضيلت ندارد و در هر شرائط اولويت‏با اخلاق مى‏باشد ولى در ساير مكتبهاى اقتصادى دنيا، مساله درست‏بر عكس است‏يعنى همه‏جا اولويت‏با اقتصاد است و تا زمانى فضائل و سجاياى انسانى را بكار مى‏بندند كه سد راه منافعشان نشود واگر روزى مشاهده كردند كه بين اخلاق و اقتصادشان ناسازگارى وجود دارد، به ارزشهاى انسانى و مكارم اخلاق پشت‏پا مى‏زنند، رهبران اين مكتبها اخلاق را تنها از ديدگاه مادى مى‏نگرند و چگونگى آن را منحصرا وابسته به كيفيت روابط توليد و تابع خصوصيات اقتصادى مى‏دانند.






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 

استفاده صحیح و بهینه از منابع جهت كسب و كار، علم اقتصاد را پایه نهاده است و بر همین اساس، اقتصاد جز با اطلاعات درست و موثق پدیدار نخواهد شد. اما اقتصاد اطلاعات، آن بخش از اقتصاد است كه به بهره وری و كسب سود از طریق روش های اطلاع رسانی، ارتباطی و اطلاعاتی به صورت بعضاً الكترونیكی در جهت فروش و عرضه محصول و خدمات غیر از روش های سنتی برای جامعه مخاطبان خود می پردازد. در واقع این نوع اقتصاد، كه بعضاً به اقتصاد سایبرنتیكی هم بیان می شود، به دنبال كسب و كار الكترونیكی در اقتصاد است. این اقتصاد با توجه به اطلاعاتی كه در قالب های الكترونیكی در اختیار می گیرد، استراتژی تولید، عرضه خدمات و محصولات متنوعی را در محیط های الكترونیكی یا نیمه الكترونیكی فراهم می كند تا مخاطبان خود با استفاده از ابزارهای فناوری اطلاعاتی، به سیستم های عرضه مبتنی بر اقتصاد اطلاعات فروشنده متصل شوند. پس در این بین، ارزش اطلاعات به عنوان بنیان رفتار سازمانی اقتصاد اطلاعات، باید مورد توجه قرار بگیرد. اطلاعات عنصری از تجارت شده است. در زمان های پیشتر، كامیابی مبتنی بر معیارهایی چون مال و ثروت، منابع فیزیكی، نگارش، غذا، آتش یا جان پناه بود. امروزه افراد و حرفه های موفق و كامیاب، آنهایی هستند كه اطلاعات را تحت كنترل دارند: توسعه، دسترسی، تحلیل و ارائه اطلاعات. ما دوران خود را به عنوان «عصر اطلاعات» منتسب می كنیم. ما به خرید و فروش اطلاعات دست می زنیم، گاهی به وسیله پول و گاهی آن را با اطلاعات دیگر مبادله می كنیم. اطلاعات به عنوان عنصری از تجارت یك كالا است ولی به طور كلی نظریه های اقتصادی و حسابداری پذیرفته شده درباره اطلاعات وجود ندارد. بارلو ((John Perry Barlow در ۱۳ فوریه ۲۰۰۲ در نشریه الكترونیكی وایرد www.wired.com، در مقاله ارزش گذاری بر اطلاعات می نویسد: هر چقدر كه اطلاعات مانوس تر شود، ارزش آن افزایش می یابد برعكس كالاهای فیزیكی كه هر چقدر نادر و كمیاب شوند، بیشتر ارزشمند هستند. گاهی اوقات كمیابی، ارزش اطلاعات را افزایش می دهد مثلاً همچون وقتی صاحب یك راز از دانستن آن سود می برد. در این نمونه ها، تنظیم وقت به همان میزان زیاد تعیین كننده ارزش است كه خود اطلاعات. كسی كه از نظر زمان تولید شده به اطلاعات نزدیكترین است كسی است كه از اجرای آن سود می برد. اطلاعات همچنان كه فاصله میان شكل و كاربردش افزایش می یابد، ارزشمندی كمتر و ارتباط كمتری پیدا می كند. ارزش دستیابی به اطلاعات به عنوان یك اصل غیرقابل انكار در رفتارهای كاری امروزی ما حیاتی تصور می شود. كسانی كه اطلاعات بهتری در اختیار دارند معمولاً ضریب ریسك پذیری كارهای آنها پایین تر است و می توانند كسب و كارهای خود را با مدل های پیچیده و متنوع تری در اختیار مصرف كنندگان قرار دهند. به عنوان مثال، سهامداری كه به پورتال های الكترونیكی جامعه آن لاین سهامداران یك كشور مرتبط است، قطعاً حجم اطلاعاتی و بازه عملیاتی و اثربخشی رفتاری او در بازار سرمایه سنتی بسیار موفق تر از كسی است كه فقط به نشریات سنتی كه محدودیت خبرپراكنی را در اختیار دارند، دسترسی دارد. اطلاعات یعنی قدرت و قدرت امروزی در سیطره اطلاعات است. غروب خورشید در امپراتوری های سنتی انگلیس و طلوع آن در امپراتوری های اطلاعاتی جدید كمپانی های آی تی مدار، خود نمونه بازاری ارزش اطلاعات و اقتصاد اطلاعاتی به شمار می رود كه در طراحی و بنیانگذاری جامعه اطلاعاتی (Information Soceity) بسیار موثر بوده است. 
• سواد اطلاعات 
ارزش اطلاعات و راه های كسب آن بر هیچ كس پوشیده نیست. اما برای دستیابی به یك سواد اطلاعاتی مطمئن و شناور، در راستای حركت بخشی به اقتصاد اطلاعات، باید شیوه های كسب اطلاعات خود را به طور مرتب به روزرسانی كنیم. سواد اطلاعاتی را مجموعه توانایی هایی تعریف كرده اند كه به كمك آنها می توان تشخیص داد در چه زمانی به اطلاعات نیاز و به به كارگیری موثر اطلاعات مورد نیاز پرداخت. (ACRL, ۲۰۰۰ ) در قرن بیست و یكم كه عصر اطلاعات نامیده شده است، شهروندان باسواد اطلاعاتی سنگ بنای جامعه ای خواهند بود كه در آن عدالت اجتماعی برقرار است، از رشد اقتصادی بالقوه ای برخوردار است و افراد برای انجام امور حرفه ای، شخصی و حتی تفریحی خود به مهارت های اطلاعاتی نیاز دارند. اخیراً كتابداران، مربیان، فناوران و برخی از سیاستگزاران نیاز به تدریس و آموزش مهارت های اطلاعاتی در كلیه سطوح آموزشی را مطرح كرده اند. لازم است تمام افراد برای یادگیری مادام العمر آماده شوند و آموزش مهارت های اطلاعاتی مناسب به افراد پیشرفت مهمی در این راستا خواهد بود. تلاش های انجام شده در حوزه سواد اطلاعاتی هنوز در آغاز راه است و درك پیچیدگی، اثرات بلندمدت و اهمیت آماده سازی افراد برای كار اطلاعاتی موثر، كار بیشتری طلب می كند. در دهه گذشته، سواد اطلاعاتی تبدیل به موضوعی جهانی شده و اقدامات بسیاری در این راستا در سراسر جهان ثبت شده كه در این میان به طور ویژه می توان به آنچه در آمریكای شمالی، استرالیا، آفریقای جنوبی و اروپای شمالی صورت پذیرفته است اشاره كرد. Bruce & Candy۲۰۰۰, برنامه های مستند شده در این مناطق، به بسیاری از ابعاد مرتبط با فناوری و مهارت های اطلاعاتی پرداخته اند. در حوزه آموزش، مدرسان و كتابداران و دیگر گروه ها سرگرم فعالیت به منظور ادغام ساختاری مهارت های اطلاعاتی در برنامه تحصیلی هستند تا از این رهگذر به خروجی های مرتبط در امر یادگیری دست یابند. دیگر اقدامات صورت گرفته در این زمینه با آموزش از راه دور، فعالیت های پژوهشی و انتشاراتی مرتبط با سواد اطلاعاتی سروكار دارند. اخیراً كارفرمایان و سیاستگزاران برای حصول اطمینان از ایجاد مهارت های فناوری و اطلاعاتی متناسب در كاركنان برای انجام موثر مسئولیت های محوله به آنان، ضرورت توسعه نیروی كار در راه بسط این مهارت ها را مطرح كرده اند.در واقع برای در اختیار داشتن اقتصاد اطلاعات، ارزش نهادن بر اطلاعات و سواد اطلاعاتی بسیار حیاتی است. همگام با ورود جوامع به محیط های اطلاعاتی دیجیتالی، سواد اطلاعاتی نیز به طرز روزافزونی به عنوان یك اولویت جهانی مطرح می شود. در كشورهای در حال توسعه مانند آفریقای جنوبی یا مكزیك، اقدامات صورت گرفته در زمینه آموزش سواد اطلاعاتی به بسیاری از افراد فاقد تحصیلات قبلی كمك می كند تا علاوه بر مهارت های خواندن و نوشتن و ریاضی، از مهارت های اطلاعاتی مهم نیز برخوردار و به شهروندانی مولد در قرن بیست و یكم تبدیل شوند. كتابداران، اساتید و مربیان در محیط های مختلف آموزشی با یكدیگر كار می كنند و در تلاش اند تا دانشجویان را به عنوان جزیی از برنامه های آموزشی رسمی و دانشگاهی، با اطلاعات و فناوری آشنا كنند. در كشورهای توسعه یافته اروپایی، استرالیا و آمریكای شمالی، اقدامات مرتبط با سواد اطلاعاتی در چند دهه اخیر از طریق كنفرانس ها، انتشارات، سازمان های جدید، مطالعات موردی، برنامه های ویژه، وب سایت ها، استانداردهای ملی و شاخص های سنجش مربوطه جمع آوری و مستند شده اند. اقدامات مشترك كتابداران و مدرسان برای تلفیق آموزش مهارت های اطلاعاتی با برنامه های تحصیلی موفقیت آمیزند. در آموزش عالی نیز تلاش های مشابهی انجام شده و به تدریج نتایج مثبت خود را از نظر بهبود در یادگیری دانشجویان در ارتباط با استفاده موثر از اطلاعات نشان می دهند. یك مثال جالب در كتاب مدیریت در ابهام آمده است كه: محصول بدون خدمت محصول نیست و خدمت بدون محصول نیز خدمت محسوب نمی شود. در حقیقت، یكی از بهترین روش های ارائه خدمت با محصول و محصول با خدمت، در مختصات اقتصاد اطلاعات یا اقتصاد مبتنی بر ساز و كارهای اطلاعات منطبق با فناوری اطلاعاتی (ICT)، قابل تعریف است. در اقتصاد اطلاعات می توان خدمات فراگیر و آن لاینی را به جامعه مشتریان مختلف خود عرضه كرد و این خدمت را در راستای محصولات متنوع وبی مدیریت و ارائه كرد.سازمان اقتصاد اطلاعات آمازون، همانند لابراتوارهای متنوع و پول ساز گوگل، یاهو و آمریكن آن لاین، بر دو محور اصلی پایه گذاری شده است: 
۱ - ترغیب مشتری به استفاده از سرویس های مختلف خرید و فروش 
۲ - ایجاد اینترفیس تعامل الكترونیكی سیستم با كاربران و حفظ ساختار آن لاین خدمات دهی الكترونیكی در هر زمان و مكان
شما اگر بهترین سوپرماركت دنیا یا بهترین سیستم توزیع نشریات را در اختیار داشته باشید، به اندازه كسب و كارهای مبتنی بر اطلاعات الكترونیكی مانند وب سایت های جهانی و شبكه های LAN بومی، موفق و تاثیرگذار نخواهید بود. مشخص است كه گستردگی دسترسی به خدمات و محصولاتی كه صورت های الكترونیكی آن ها در پایگاه های فروش ارائه شده است، محدودیت زمانی و مكانی و ترافیك ندارد. اختصاص یك سوم كل گردش تجارت جهانی در سال ۲۰۰۴ میلادی به كسب و كارهای مبتنی بر اقتصاد اطلاعات، خود نشان دهنده پویایی این نوع اقتصاد در جهان آینده است. امیدواریم در برنامه ۵ساله چهارم توسعه كشور، شاهد بسترسازی هوشمند و زیربنایی كشور در عرصه اقتصاد اطلاعات و گسترش كسب و كارهای مبتنی بر آن در ایران زمین باشیم.






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 

تبلیغ در کلام از مصدر بلغ به معنی آگاهی دادن یا مطلع کردن می باشد و به کسی که در این راه فعالیت می کند مبلغ یا تبیغاتچی گفته می ود هارولد لاسول جامعه شناس آمریکایی می گوید : تبلیغات در معنی گسترده آن ، فن تحت تاثیر قرار دادن عمل انسان از طریق دستکاری تصورات یا بازنمده هاست ، همچنین تبلیغ کوششی است تعمدی و حساب شده که به منظور شکل دادن به دریافت ، دستکاری کردن ادراک و همسو کردن رفتار مخاطبان با نیت مورد نظر مبلغ صورت می گیرد . 
توسعه اقتصادی ، پیشرفت های صنعتی ، سهولت ارتباطات بین المللی و استفاده از وسایل ارتباط جمعی در سطح گسترده در قرن کنونی تبلیغات و ضرورت توجه به آن مطرح ساخته است اگر چه اولین اثر تبلیغاتی شناخته شده در جهان به سه هزار سال پیش تعلق دارد که در شهر تبس یونان بدست آمده است و حاوی اعلان پاداش برای دستگیری برده ای بر روی کاغذ پاپیروس است اما تبلیغات به مفهوم امروزی آن از قرن هفدهم و هیجدهم زمانی که شهرنشینی همزمان با گسترش وسایل ارتباط جمعی و افزایش تولید انبوه رایج شد به عنوان یکی از ضرورتهای ارتباطی در جهان مطرح گردید . در اواسط قرن ۱۷ روزنامه مرکوری Marcuries به صورت هفتگی رد انگلستان به چاپ می رسید و اولین آگهی معرفی قهوه در سال ۱۶۵۲ و شکلات ۱۶۵۷ و چای ۱۶۵۸ میلادی در این روزنامه منتشر شد و اولین آگهی که ایجاد رقابت بین کالا را شروع کرد در ۱۴ سپتامبر ۱۷۱۰ میلادی در روزنامه تاتلر در آمریکا شروع شد که به معرفی یک نوع دارو پرداخته بود گرچه پیش از این روزنامه بوستن در ۲۴ آوریل ۱۷۰۴ میلادی در آمریکا اقدام به درج آگهی نمود درج آگهی تبلیغاتی در ایران از سال ۱۲۶۷ هجری قمری یعنی ۱۴ سال پس از انتشار اولین روزنامه کشور (کاغذ اخبار) و ۱۵ سال پس از رواج کاربرد آگهی در مطبوعات غربی رایج شد و برای اولین بار درج آگهی در زونامه اطلاعات در دهه اول ۱۴ هجری شمسی اغاز شد شروع درج تبلیغات تجاری به معنای واقعی آن در سال ۱۳۲۵ شمسی در روزنامه کیهان بوده است .






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 
 

 


 
موضوعات
نويسندگان
آرشيو مطالب
امكانات